محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

369

تاريخ الطبرى ( فارسي )

را بسازند و نهرها و قناتها را حفر كنند و آبهاى رفته را بر آرند و همه چيزها را از آنچه بوده بود بهتر كرد و هفت سال خراج از مردم برداشت و به روزگار وى مملكت پارسيان آباد شد و آب فراوان بود و مردم در رفاه بودند . وى در عراق نهرى بكند و آن را زاب نام داد و بگفت تا بر دو سوى آن شهرى بسازند و همانست كه آن را « شهر كهن » گويند ، و آن را ولايتى كرد و « زواجى » ناميد و سه بخش كرد : زاب بالا و زاب ميانه و زاب پايين و بفرمود تا تخم گل و درخت از كوهستان به آنجا آرند و بكارند . وى نخستين كس بود كه پختنىهاى گونه گون برايش فراهم آوردند و خورشهاى جوراجور داشت و سپاهيان را از غنائم و اموال كه از پيكار تركان به دست آمده بود بهره داد . وقتى زو ، به پادشاهى رسيد و تاج به سر نهاد گفت : « همه ويرانيهاى فراسياب جادوگر را آباد مىكنيم . » وى گرشاسب پسر اثرط پسر سهم پسر نريمان پسر طورك پسر شير اسب پسر اروشسب پسر طوج پسر افريدون شاه را در كار شاهى وزير و دستيار داشت و بعضى نسب شناسان پارسى گفته‌اند وى گرشاسب پسر اساس پسر طهموس پسر اشك پسر نرس پسر رحر پسر دورسر و پسر منوچهر شاه بود . گويند : زو ، و گرشاسب در پادشاهى انباز بودند ، ولى مشهور چنانست كه شاهى از آن زو ، پسر طهماسب بود و گرشاسب وزير و دستيار وى بود . گرشاسب پيش پارسيان بزرگ بود اما پادشاهى نداشت ، دوران پادشاهى او تا وقتى درگذشت ، چنان كه گفته‌اند ، سه سال بود . پس از او كيقباد به پادشاهى رسيد وى كيقباد پسر زاغ پسر بوحيا پسر مسو ، پسر نوذر ، پسر منوچهر بود و